ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
54
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
جلوس دادند و او نيز بعد از يك سال و نيم پادشاهى در ماه تورتونجآى به قشلاميشى سراى يلدوز طبل ترحال فرو كوفت و زود بر اثر پدر برفت ، و هم در شهور اين سال شاه على پسر نصير الدين سيستانى كه قلاع و رباع قهستان به استيلا و تسلط فرو گرفته بود بر دست مولاى بيگى كشته گشت و قهستان با تصرف ديوان خراسان آمد . به سال هفصد و شش هفدهم ز عاشورا * نماز ديگر شنبه به حكم لم يزلى ز تيغ خسرو عادل مولا بيكى برسيد * به پاى قلعهء قاين به قتل شاه على و روز آدينه هفتم رجب الاصب موافق نهم چقشا باطآى تيمور اغول و ساربان پسر قيدو به اظهار ايلى و بندگى در آمدند و شرف تكشميشى و عزّ اولجاميشى يافتند . و حال آن بود كه شهزادهء لطيف طبع خوش محاورهء نيكو مناظره بود و يورت او بر كنار آب آمويه با لشكرى ، و همواره منتهز فرصتى و متشمّر غنيمتى بودى ، از قضاى خداى يك بار با چريكى به قصد بلاد خراسان مبادرت نمود . چريك خراسان را از عزيمت و وصول او خبر شد ، راهها بر ياغى بگرفتند و بنه و خزانهء دشمنان بغارتيدند و پيش سلطان آوردند . چون اين خبر مستوحش مستنكر به ساربان رسيد ، تبسّم كرد و گفت كارهاى عالم باشگونه شد ، چه گفتهاند : « رخت خربنده به بنگاه شتربان آرند » و اكنون رخت ساربان به بنگاه خربنده مىبرند . و روز سهشنبه بيست و نهم رجب موافق غرّهء آرام اى اويغور تاى غازان نوادهء كور كورنويان از جانب خراسان به اظهار ايلى و اقدام بندگى برسيد ، چه كار اورق قيدو در زعازع اضطراب و هراهز انقلاب بود و فرزندان و امرا متفرّق و پراكنده شد ، و روز يكشنبه پنجم شوّال موافق ششم اچونچآى وصول اردوقيا از جانب خراسان ، و آدينه دهم دستور ايران خواجه رشيد الدّين كتاب جامع - التّواريخ كه تأليف و تصنيف اين بيچاره بود ، به دست جهودان مردود بر راى پادشاه عرضه كرد و جايزهء آن پنجاه تومان مال از املاك و ديه و ضياع بستد و هر